سيد صادق سجادى
94
تاريخ برمكيان ( فارسى )
گونهاى طنزآميز و بر سبيل طيبت به خليفه خطاب مىكرد كه اگر مىخواهد سر دشمنى از دشمنان خويش را از تن جدا كند بهتر است او را به شوهرى عباسه دهد : الا قل لأمين الاله * و ابن السّادة الساسة اذا ما خالف سرّ * ك ان تفقده رأسه فلا تقتله بالسي * ف و زوّجه بعبّاسة گفتهاند درين زمان عيسى بن جعفر عباسى خواهان ازدواج با عباسه بود و چون شعر ابو نواس منتشر شد از آن عزم بازگشت « 1 » . گذشته از يعقوبى و ابو الفرج ، هيچيك از شارحان ابو نواس و نويسندگانى چون ابن حزم و ابن قتيبه كه نام شوهران عباسه را آوردهاند ، از جعفر برمكى به عنوان شوى او ياد نكردهاند . زرينكوب اين داستان را از مقوله حكايات هزار و يك شب دانسته و احتمال داده كه مايه و مضمون آن را از داستان جزيمهء ابرش و خواهر او گرفتهاند « 2 » . به هر حال آشكار است كه هيچيك از اينها - درست يا نادرست - نمىتواند انگيزه و عامل اصلى « نكبت » برمكيان به شمار آيد و اصرار مورخان و نويسندگان بر آنكه يكى يا همه اينها را عامل قتل و زجر خاندان وزارت قلمداد كنند ، تنها حاكى از فقدان دلايل و انگيزههاى مستند و واقعى براى انجامى چنين نافرجام و ناميمون است . يعقوبى و برخى مورخان ديگر هم به اين نكته توجه داشتهاند كه علت واقعى اين حادثه دانسته نيست . اينكه از هارون نقل شده كه مىگفته اگر دست راستم نيز بداند كه چرا با برمكيان چنين كردم آن را خواهم بريد « 3 » ؛ يا وقتى عليّه خواهر هارون از او علت حبس و زجر برمكيان را پرسيد ، پاسخ داد كه « اگر پيراهنم نيز علت آن را بداند ، پارهاش خواهم كرد « 4 » » ، مؤيد اين معنى است . شايد همين پوشيدگى دليل واقعى نكبت باعث شده تا بعضى از نويسندگان به يكباره بر آن شوند كه زوال برمكيان هيچ علتى نداشت جز طول مدت سيطرهء ايشان كه هارون را دلزده و تنگدل كرده و مىخواست تغيير و تحولى ايجاد گرداند « 5 » .
--> ( 1 ) . ابو نواس ، ديوان ، 2 / 53 ؛ كانپورى ، 236 - 237 ؛ زرينكوب ، دو قرن سكوت 200 - 201 . ( 2 ) . دو قرن سكوت ، ص 201 . ( 3 ) . يعقوبى ، تاريخ ، 2 / 442 . ( 4 ) . ابن خلكان ، 1 / 336 ؛ صولى ، اشعار اولاد الخلفا ، الاوراق ، 57 . ( 5 ) . ابن خلكان ، 1 / 335 ؛ يافعى ، مرآة ، 1 / 410 ، بعضى علل ديگر سقوط برمكيان را نگاه كنيد به فصل بعد .